|
پرسيد به خاطر كي زنده هستي؟
با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم
"بخاطر تو"
بهش گفتم به خاطر هيچ كس
پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟
با اينكه دلم فرياد ميزد
"به خاطر تو"
با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز
ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟
در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود
گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است
براي شكستن من يه اخم كافيه
نيازي به فريادت نيست
واسه اشك ريختنم سكوت تو كافيه
نيازي به قهر نيست
براي مردنم حرف رفتنت كافيه
نيازي به انجامش نيست!
بغضم اگر نمی ترکید
می پنداشتی
از رفتنت
خرسندم
زبان عشق
زبان ناب جهان است که
هیچ توضیحی لازم ندارد
درست همانطور که
گردش کاینات در
اعصاربی پایان
بی نیاز از توضیح است.
وقتی شما زبان عشق را بلد باشید
به آسانی درک می کنید که
کسی در دنیا انتظارتان را می کشد
چه در وسط صحرا باشید
چه در یک شهر بزرگ.
عشق فرمانی است که توجیح تمامی فرمان های دیگراست.
همه ی ما به عشق محتاجیم. |
|



